باغ آتش - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:59
مسعود رضایی بیاره باغ آتش ای خداوندی که هستی در زمین و در زمان خسته گشتیم از زمین و خستهایم از آسمان کو رهــی در روشنایی ، بــاز گــردانی مرا مهربـــان از این سیــاهی تا به عهد باستان در خیابانـی که نامش زندگانـی بود ، نیست دیــ
گـُل اشک - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:59
مسعود رضایی بیاره گل اشک گـُـــل اشک از گریبانش دمــی سر بــر نمــی دارد خـــوشا آن سینه کز داغـــی هــوای نـم نمی دارد شقایـــق را نمی دانــــم ، چه داغـی دارد اندر دل که چون چشمان من چشمش ، نگاه پُر غمی دارد خیـــالش بر نمـــی د